4 مهارت رهبری که به رشد استارت آپ کمک می‌کند

4 مهارت رهبری که به رشد استارت آپ کمک می‌کند

استارت آپ‌ها به دنبال موفقیت هستند، اما وقتی هدف خود را به درآمدزایی بیشتر تغییر می‌دهند، نهایتا رسالت و هدف واقعی خود را فراموش می‌کنند. آنها به دنبال این هستند که ضمن ایجاد یک فرهنگ فراگیر، بتوانند به سرعت رشد کنند.
من پس از همکاری با صدها استارت آپ، نکته ای را دریافتم.
و آن این است که دو نوع "مدیرعامل" وجود دارد: افرادی که از این سمت دست می‌کشند، چرا‌که از آن خسته شده اند و  در نظر دارند کار جدیدی را شروع کنند، و از طرفی افرادی که مدرک MBA دارند ومی‌خواهند استارت آپ خود را داشته باشند. بنابراین، بسیاری از مدیر عاملان استارت آپ‌ها با دشواری هایی نظیر شیوه ی مدیریت فرد محوری (people-centricity) و اقدامات لازم برای سازماندهی تیم، دست و پنجه نرم میکنند. مهارت رهبری در این زمینه ها آموزش داده نمی شود و بسیاری از اوقات حس کارگروهی مورد نیاز در خود تیم وجود ندارد. و این می‌تواند باعث پایان یک کسب و کار شود. 
مدیریت یک تیم و اطمینان از شاد بودن همه ی افراد کار ساده‌ای نیست، اما روش هایی وجود دارد که به شرکت شما کمک کند تا به خوبی رشد کند. در اینجا به چند نکته برای بنیان گذاران استارت آپ‌ها اشاره می‌کنیم تا بتوانند در شرکت خود تأثیرگذار باشند و نهایتا به رهبرانی به یاد ماندنی تبدیل شوند.


روی ارزش ها تمرکز کنید:

برای مشتریان و مخاطبین خود ارزش بیافرینید. این کار به شرکت شما کمک می‌کند که بدون نیاز به تبلیغات مشتری ها را به سمت خود جذب کنید. اکثر افراد از بمباران شدن توسط تبلیغات اصلا خوششان نمی آید. در عوض، به دنبال چیزی می‌گردند که بامعنا باشد، دیدگاه آنها را تغییر دهد، آگاهی بیشتری برای آنها و کاری که انجام می‌دهند به ارمغان آورد. "پول" کسانی را دوست دارد که از کاری که انجام می‌دهند، لذت ببرند.
وقتی کسب و کار خود را شروع کردم، به دنبال پول نبودم. من علاقه ی شدیدی داشتم که به کسب و کارها کمک کنم تا مشتریان هدف خود را به خریدارانی پرشور تبدیل کنند. پیش از این سابقه ی خوبی در کمک به شرکت ها در جهت رسیدن به اهدافشان داشتم. در این میان شرکت خودم را نیز در نظر بگیرید. بعد از مدتی، به این نقطه رسیدم که زمان آن فرا رسیده که ریسک کنم و بر روی این مسئله تمرکز کنم که به بهترین ارائه دهنده خدمات تبدیل شوم. برای من هیچ وقت رسیدن به مشتری های جدید مطرح نبوده است. این ارائه ی ارزش هاست که باعث می‌شود مشتریان برای گرفتن خدمات بازگردند. این کمپانی ها معمولا مشتری‌های دیگری نیز برای من می فرستند. به عنوان یک رهبر، هدف نهایی شما باید این باشد که بهترین ارائه دهنده باشید و برای هر چیزی که دست روی آن می‌گذارید ارزش قائل باشید.

 

از تیم خود بخواهید که ایده های جدید مطرح کنند و خلاق باشند

همگی ما باید وظایف مختلفی را انجام دهیم؛ اما شما چه کاری انجام می‌دهید تا به تیم خود کمک کنید که بهتر فکر کنند؟ این کار مستلزم این است که دست از کنترل کردن بکشید و به تیم خود اطمینان کنید؛ به عبارتی از سر راه آنها کنار بروید. هنگامی که در اولین استارت آپ ام کار می‌کردم، رئیسم همه جا مرا دنبال می‌کرد. این کار موجب بالا رفتن اضطراب من می‌شد و باعث می‌شد من کار اصلی خودم را رها کنم و تنها به فکر انجام کارهایی باشم که او را خوشحال می‌کند. نهایتا به این پی بردم که این محیط کاری مناسب من نیست. احساس می کردم در جعبه‌ای گیر کرده ام که به من اجازه نمی دهد خلاقیتم را شکوفا و بال‌هایم را باز کنم. ما در کنار هم می توانستیم کارهای شگفت انگیزی انجام دهیم، اما تفکر محدود مانع عمل کردن به آن شد. در آخر آن شغل را ترک کردم و دیدگاه بهتری به دست آوردم. دلم می‌خواست در جایی کار کنم که به من آزادی عمل بیشتری می‌داد. این محیط ها باعث می‌شوند که بیشترین خلاقیت در افراد بروز کند. بنابراین، تصمیم گرفتم به استارتاپ هایی که سیاست های انعطاف‌پذیر بیشتری دارند مشاوره دهم و موفقیت آنها را تماشا کنم.  


با جان و دل گوش دهید و دائما سوال بپرسید

در طی چندین سال تجربه ام با استارت آپ ها، کارآفرینان زیادی را دیدم که می‌خواهند راجع به همه چیز نظر خود را اعلام کنند. متأسفانه، این یک مانع برای برقراری ارتباط موثر بین افراد تیم ایجاد می کند، چرا که کارمندان قادر به ارائه نظرات و بازخورد های خود نیستند. در نهایت، تیم حتی نمی‌خواهد که به گوینده گوش بدهد.
گوش دادن برای برقراری ارتباط موثر ضروری است. هنر گوش دادن جادویی است. این کار به افراد این حس را منتقل می‌کند که شما به آنچه می‌گویند واقعا اهمیت می‌دهید. یکی از مربیان من همیشه می گفت: "اگر هنگام صحبت کردن شما، مخاطبتان سرش را تکان می‌دهد، نشان دهنده ی این است که اصلا به شما گوش نمی دهد". آنچه می‌گویید از یک گوش وارد می‌شود و از گوش دیگر خارج می‌شود. اگر می خواهید یک ارتباط موثربرقرار کنید، باید ابتدا یاد بگیرید که چگونه گوش کنید و سوال بپرسید. من قبلاً عادت داشتم بدون گوش دادن به طرف مقابلم قضاوت کنم و نتیجه گیری کنم. این برای من کارساز نبود؛ بنابراین مجبور شدم برای حمایت از اهدافم، ذهنیت خود را تغییر دهم. من باید روی نتیجه نهایی و هر آنچه برای رسیدن به این نقطه نیاز بود، تمرکز می کردم. این منجر به ایجاد یک محیط شاد گروهی به جای محیط خصومت‌آمیزی شد، که قبلاً در آن کار می کردم.

روحیه کارآفرینی را تشویق کنید

روحیه کارآفرینی درست مانند آب برای گیاهی در حال رشد است. هنگامی که وارد دنیای استارت آپ شدم و سمت "مدیرعامل" را پشت سر گذاشتم، هیچگاه از روحیه ی کارآفرینی ام دست نکشیدم. من عاشق این هستم که تلاش‌هایم را با عشق و اشتیاقم همراه کنم؛ برای من کار راحتی است. علاوه براین، طبق سابقه ی من، شرکت‌هایی که سابقه ی کارآفرینی داشتند نسبت به آنهایی که اینطور نبودند، موفقیت بیشتری کسب کردند. 
داشتن روحیه کارآفرینی بدان معنی است که شما به طور مداوم بهترین منافع کسب و کار را در ذهن خود داشته باشید. شما با اعتماد به نفس قدم برمی‌دارید و می‌دانید که اگر شرکت شما موفق شود، شما نیز به موفقیت دست می‌یابید. همه ما می خواهیم بخشی از چیزی بزرگتر از خودمان باشیم. به همین دلیل است که همگی ما در درون خود کارآفرین هستیم. شرکتهایی که این روحیه را در کارکنان خود پرورش می دهند شانس بیشتری برای موفقیت خواهند داشت، چرا که آنها در حال ایجاد تیمی هستند که متعهد به پیشبرد تجارت است. 
در آخر، چه شما مدیرعاملی باشید که می‌خواهد این سمت را کنار بگذارد تا استارت آپ خود را راه بی‌اندازد و یا فردی باشید که اخیرا از رشته ی MBA فارغ‌التحصیل شده و می‌خواهد شرکت خود را تاسیس کند، باید بدانید که هدایت یک تیم بزرگ، پروراندن یک فرهنگ عالی شرکتی و تبدیل شدن به یک رهبر کارآمد و سودآور کار بسیار پرزحمتی است، اما ارزشش را دارد.

منبع:weforum.org

ارسال دیدگاه